آه توالت!

مهم ترینشان بود

آره

خیلی مهم بودند

تصمیم هایم را می گویم

آن هایی

که

توی

توالت

گرفتم

دست خودم نبود

وقتی می گفتی

دوستت دارم

اولین جایی که می رفتم

مستراح بود

فقط به خاطر اینکه

برای پاسخ به ضد حمله هایت

دوپینگ

کنم

و کمی هوای توالتی

داخل ریه هایم شود

تا اکسیژن های توالتی

مغز فاضلابی ام را

برای پاسخ دادن یاری کنند

آخرش هم همیشه

جواب می دادم

نظر مساعدت در مورد

عشقبازی

کف مستراح چیست

؟

پ.ن:کاش وایرلس داشتم یا حداقل توی توالت یه دونه پریز؟سوکت؟ تلفن وجود داشت

پ.ن.ن:حتما توی توالت یه خونه می سازم و اینطوری جهان را از اسهال مغزی خودم بهره مند می کنم

 

 

چند کلمه شر و ور

وقتی اول راهنمایی بودم چلچراغ می خوندم سال ۸۱...

اون موقع ها جلد چلچراغ زبر بود و رنگهاش یه جورایی کهنه بود از اون کهنگی های غریب....

تیتر یکی از شماره هاش هنوز یادمه:

وبلاگ می نویسم پس هستم...

و من آن روزها تازه فهمیده بودم که بوی قهوه شبیه جلد چلچراغست

شر و ور می گم نه؟

آره شر و ور می گم به توی خواننده هم اصلا مربوط نیست

اسم وبلاگم رو به زودی عوض می کنم

محظ خود آزاری

چون من از تغییر متنفرم

و محظ بستن درها

و از یاد بردن

لب های تو

ای یار!

ای شاخه ی جدا مانده ی من....

 

پ.ن:سبک وبلاگم عوض نشده این پست فقط برای خبررسانی بود

پ.ن.ن:خیلی وقته دیگه چلچراغ نمی خونم دقیقا از وقتی جلدش گلاسه شد

اعترافات یک ناخن خور آماتور نما

دست هایم را دوست دارم

بعد از ۱۸ ۱۹ سال

ناخن خوری حرفه ای

هنوز

شبیه دست ناخن خورهای آماتور است

اما

 یک شب

روح تمام ناخن هایی که نفله شان کردم

به خوابم می آیند

و

می پرسند

مرضت چی بود که هستی ما را به

ف...

دادی

قانون

انتقام ما را خواهد گرفت

من می گویم

می دانید ناخن های سقط شده ی محترم؟

 انگشتان روسپی من

می خواستند

همخوابه ی بودن اشیا شوند

و سختی مقدس شما

مثل دیوار های کلیسا بود

من قاتلم

و

قانون شر و ور است

بروید

از

نیستی تان

لذت ببرید

.