ایمانی و سیگاری

پیرمرد از من

سیگار می خواست

و

من

سیگارهایم را توی تهران جا گذاشته ام

.

.

.

از پیرزن نه چندان پیر

پرسیدم:

خانم دکتر چرا اینجایی

گفت:

خدا

خواست

و

من

خدایم را

توی تهران جا گذاشته ام

.

.

.

ما جوان بودیم

سیگارها را که بر می داشتم گفتی:

((آسمان حتی از نام من بی خبر است))


پ.ن: آهای همشهری سیگارهایت هنوز توی کشوی میزم خاک می خورد....و شاید بپوسد

مسخره تر از آن است که نامی داشته باشد

هیچ وقت روشنفکر نشدم

نابغه نشدم

همیشه با کلاغ های روی ناودان

رابطه داشتم

و

وقتی دستانت را می گرفتم

احساس پوچی می کرم

.

.

.

یک روز می خواستم آب را نگاه کنم

نگاهم ته آب افتاد

و

از آن پس

تنهاخاطره ام

چراغهای کریمخان شد

و

برف که ازکنارش می بارید

.

.

.

شب ها خواب کلاغ ها رامی بینم

و

با خودم رو راست شده ام:

لب هایت

حوصله ام راسر می برد

.

.

.

همیشه

کلاغ ها

و

برف

و

چراغ های کریمخان

.

.

.

نگاهم هنوز نیست

 

من و چراغ های مهر آباد

 هوا پیما تیک آف می کرد

آناتما بود :

no one feel the pain

i have inside

 چراغ های روشن مهر آباد

و

اشک

.

.

.

هوا پیما که لندینگ می کند

به چراغ های مهر آباد می خندم

in my dreams

i can see you

جز

زندگی

چیزی یادم نمی آید

.

.

.

آّه

هواپیما تیک آف می کرد

و

دری

بسته شد

.

.

.

کات

 

 

پ.ن:

آهای همشهری درها بسته می شوند

زود فراموش شدی.

 

 

پستی به جای پستی دیگر...اشکی به جای زهرخندی

می نشینم پشت همان میز...دوباره...می توانم امشب بلند بلند آهنگ گوش کنم و یخ بزنم....نگاه می کنم به در و دیوار و بی خود سعی می کنم بگویم زندگی بی نظیر است و بی خود سعی می کنم پستی در مورد فراموش شدن یک همشهری سابق بنویسم و در حین تمام این تلاش های بیهوده یک پشه مزاحم می آید اما دیگر نمی کشمش....یاد شبانه هایم می افتم و چه پشه هایی که کشتم با لنگه کفش های میهمانی پرت شده وسط اتاق این بار فقط نگاهش می کنم و از ته دل بهش حسودیم می شود و اشک است که می آید...امشب می توانم بلند بلند گریه کنم.....!!!!

پ.ن:گاهی بهتر است بسیاری سخن ناگفته بماند...!!!!لعنت به این زندگی

بیمارگونه های من که مستم

دارلینگ!

میز که کوتاه باشد می نشینی

روی زمین

و

صورتت پشت بطری ها گم می شود

و

من

توی خلسه ی دود

لم می دهم و

 خیره می شوم

به کج و کولگی های قهوه ای صورتت

دارلینگ!
تو از پشت بطری ها هم

قشنگی!