وحشت سروده ی کابوس آینه ها
وقتی راه می روی به بالا نگاه کن
و
آه بکش
.
.
.
فقط آدامس باد می کنم
و
جلوی آینه ها مچ خودم را می گیرم
و
می گویم
:
لبخند بزن
!
فردا روز بدتریست
.
.
.
به آسمان نگاه می کنم
و
حقارت هایم را
می سرایم
.
.
.
آهای رفیق
ودکا یادت نرود
من
شمارش نفس هایم را
بلد نیستم
.
.
.
شاید
کات
+ نوشته شده در شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 23:42 توسط روشنفکرنما
|
It's better to burn out than to fade away