گم شده :
عاشق سیندرلا بودی
فیلمت رنگی نبود
هیچ وقت نفهمیدی
لباس جادویی سیندرلا
آبیست
.
.
.
یک نفر آواز می خواند
تو
به دنبال آوازش می روی
و
دستت را می بری
اولین باری که داستان
زیبای خفته را شنیدی
وقتی بود که بابا از یک کتاب قدیمی
آن را می خواند
اسم دخترک آنجا
سپیده
بود
.
.
.
شاید تو هم سال ها بخوابی
هنوز
شاید
آسمان نام
تو
را صدا بزند
.
.
.
فرشته ی نجات به سیندرلا گفت
:
اگر
ایمانت
را از دست داده بودی من حالا اینجا نبودم
.
پ.ن:نمی تونم برای بعضی ها کامنت بذارم نمی دونم چرا فک کنم مشکل از بلاگفا باشه برای سمفونی سقوط و مرگ باورها مخصوصا بدونید که مشکل ازین سایته وگرنه من هم نوشتتونو خوندم هم موقع آپ کردن خبر دادم. ممنون
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 0:42 توسط روشنفکرنما
|
It's better to burn out than to fade away