انکار نمی کنم

که یک بار روح

ننه حوا

در من حلول کرد

 

سرت را میکردی لای موهایم

و می گفتی

شامپوت چیه؟

و من آن روزها پنتین می زدم

براق بود

و مرا یاد

رمانس فور وایلین یک بتهوون

می انداخت

 

(ادامش نده اگه فک می کنی زیادی شر و وره)

 

این روزها

هد اند شولدرز

می زنم

سفید و مات است

درست شبیه روح دخترکی

که

با سیم گیتار الکتریک خودکشی کرد

که بگوید

خیلی

پرفکت

و

روشنفکر

است

دخترکی که آخرین آروزیش

بوی از یاد رفته ی

شامپو فیروز بود

که چشم را نمی سوزاند و اشک نمی آورد

.